تبليغاتX
به وبلاگ پارس کومش خوش آمدید
از همه ی عزیزان بابت دیر آپیدن عذر خواهی می شود...

 

حقیقتش وبلاگ داره روند سایت شدنش رو طی می کنه. اگه خدا بخواد در هیمن تابستون به این مهم خواهیم رسید...

 

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:55 توسط پارس کومش |
وبلاگ پارس کومش به زودی به وب سایت بزرگ پارس کومش تبدیل می شود.

 

قرار است با همکاری ویژه ی شهرداری و سازمان میراث فرهنگی ابنیه ی تاریخی دامغان پاک سازی شود.

زمان آغاز فعالیت از تیر ماه سال ۸۷ می باشد.

طرح این پروژه توسط مدیریت گروه و با نظارت سازمان میراث فرهنگی اجرا خواهد شد.

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 14:12 توسط پارس کومش |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:47 توسط پارس کومش |
دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت كه اشك سوم و تيرداد اشكانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند . اين شهر تا قرن اول ميلادی اهميت خود را حفظ كرد و مركز ايالت بزرگ قومس بود . برخی ها , طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند . اين نظريه به واقعيت نزديكتر است كه مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی كه در درة كوههای شمالی جاری است اسكان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند . چنانكه نوشته اند , نزديك به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سكنی گزيدند و به همين علت , نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد .دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشكانيان بود و تا كشته شدن يزدگرد , آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را  حفظ كرد . در دوره های حكومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:49 توسط پارس کومش |
وبلاگ پارس کومش در نظر دارد از این به بعد تا زمان انتخابات مجلس هشتم ٬ در مورد وضع انتخاباتی مردم دامغان بحث کند. در همین راستا موارد مورد بحث را مورد تحلیل و تفسیر قرار خواهد داد.

 به همین جهت مقالات گوناگونی در این راستا از مدیریت وبلاگ (محسن مسعودیان)٬ در این وبلاگ و در روزنامه ی پیام استان / مردم سالاری / هفته نامه ی کویر٬ چاپ خواهد گردید.

متن تمامی این مقالات در این وبلاگ درج خواهد شد.

برای ارائه ی نظرات خود و همکاری های بیشتر به شماره ی ۰۹۱۹۲۰۰۸۶۸۴

پیامک ارسال نمایید.

با تشکر

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 17:21 توسط پارس کومش |
و حسین چه غریبانه نام اصحابیان کهف را بر روی نی می نواخت...

ام حسبتم ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من ایاتنا عجبا ...

دخترک سه ساله٬ بی نیاز از همه ی غمها٬ انتظار نوازش مهر را داشت که با سیلی٬ خاموش شد.

دامادی که هلهله ی سبز دامادیش را با عمامه ی سبز نبوی٬ دعوی سرخی خون حق شده بود و برادرش عبدالله٬ که دستانش را به بال فرشتگان می فروخت٬ او فقط ۱۱ سال داشت...

اما هماورد میان عشق و رشادت زمینگیر کسی نیست جز وفای ابالفضلی...

و نوزادی که فقط با ۶ ماه تبلور٬ مُهر طومار میثاق حقانیت شده بود.

 

آری خدا لبخندی به لب داشت که گفت:

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

 

محسن مسعودیان/ مقدمه ی مقاله ی کیمیای نبوی/ هفته نامه ی پیام مردم شماره  ۴۶ / ۱۳۸۵

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 12:26 توسط پارس کومش |

 

استان سمنان از لحاظ سايت‌هاي تاريخي و طبيعي و تعداد پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت شده در جايگاه بسيار خوبي قرار دارد. اما استفاده بهينه از اين همه ظرفيت گردشگري تاكنون ناچيز بوده و اين امر جاي سوال دارد. "فكر نمي‌كردم كه در دامغان اين همه جاذبه تاريخي وجود داشته باشد." اين سخن بسياري از گردشگراني است كه با تور به استان سمنان و شهر دامغان سفر مي‌كنند. يكي از ويژگي‌هاي سفرهاي گروهي درقالب تور، اين است كه گردشگران نسبت به مقصدي كه به آن سفر مي‌كنند اطلاعات خوبي كسب مي‌كنند. اين اطلاعات شامل سايت‌هاي تاريخي و طبيعي، مردم‌شناسي، سبك زندگي، فولكلور و آداب و رسوم مي‌شود.

دامغان يكي از شهرهايي است كه جاذبه‌هاي فراواني در آن وجود دارد، با اين حال ما اگر خيلي به آن ارادت داشته باشيم، تنها پسته‌هايش را مي‌ستاييم. مسجد تاريخانه، ديوار قديمي شهر، تپه حصار، برج پير علمدار، مسجد جامع، برج مهماندوست، برج چهل‌دختران و سايت تفريحي چشمه‌علي از معروفترين اين جاذبه‌ها هستند. به نظر مي‌رسد نام قديمي اين شهر "ده‌مغان" بوده و به مرور زمان به "دامغان" تبديل شده است. مغان(مغ‌ها) همان روحانيون دوران مادها تا دوران ساساني‌ها هستند كه همواره در حكومت دستي داشته و منشا اثر بوده‌اند. مغ‌ها كه يكي از شش طايفه مادها(بوديان، بوسيان، پارتاكنيان، اريزانتانيان، استروخاتيان، مغ‌ها) بودند به انجام كارهاي فوق‌العاده شهرت داشتند، تا جاييكه كلمه "Magic" انگليسي و "معجزه" عربي از كلمه مغ(Magh) ريشه گرفته‌اند.‌

بنابه نظر برخي از محققين، مكان شهري كه به نام شهر صددروازه (هكاتوم پليس در روايات يوناني) معروف است، در همين حوالي شهر دامغان است. شهري كه از اولين شهرهاي ساختار يافته در ايران آن روزگار محسوب مي‌شد و به شكل دايره‌اي بنا شده بود.دامغان، زماني شهري بود كه هم در مسير جاده ابريشم قرار داشت و هم جزو خراسان بزرگ محسوب مي‌شد. شهري كه از جنوب به دشت بي‌گياه كوير و از شمال به سمت پوشش‌هاي متنوع گياهي جنگل‌هاي هيركاني راه دارد.شهري كه روزگاري پارتيان جنگجو در آن مي‌زيستند و آوازه نامشان و دلاوري‌اشان چنان بلند بود كه لغت "پارتيزان" به وجود آمد و جنگ‌هاي پارتيزاني، از نحوه جنگيدن (جنگ و گريز) آن‌ها به شيوه‌اي ويژه در جنگ‌هاي چريكي تبديل شد.

دامغان، امروز در مسير جاده‌اي است كه از پايتخت به سوي مقصد شيعيان مي‌رود و بنابراين هنوز هم مي‌تواند در زمره يكي از شهرهاي مهم اقتصادي و گردشگري باشد. شهري كه روزگاري در نزديكي آن، كاروانسراها بنا شده بود، امروز نيز مي‌تواند نوستالژيي ايجاد كند كه بازديدكنندگانش پرشمار باشند. با اين همه، و صد افسوس كه كسي ويژگي‌هاي اين شهر را نمي‌شناسد و مسئولانش هم گويي دغدغه‌اي براي جذب گردشگر به اين شهر ندارند. اين شهر تنها يك هتل (مهمانسراي ايران‌گردي و جهان‌گردي) دارد كه مي‌تواند تا حدي آبروي گردشگري را حفظ كند. مهمانسرايي كه تمام تخت‌هايش با يك اتوبوس پر مي‌شود.

به اماکن تاريخي دامغان كه مي‌روي، اولين چيزي كه نظرت را جلب مي‌كند، مهجور بودن آنهاست. مسجد تاريخانه كه از قديمي‌تريم مساجد ايران محسوب مي‌شود، با سادگي تمام قرن‌هاست كه در گوشه‌اي از شهر آرام و باوقار ايستاده است. اما سال‌هاست كه تلي از خاك روبروي درب و محوطه مسجد تاريخانه قرار دارد و كفش و شلوار گردشگران را مي‌آلايد و كسي نيست كه حتي بپرسد چرا چنين است و البته كسي هم پيدا نيست كه جوابي بدهد. تازه اين درحالي است كه شانس داشته باشيم و كسي باشد كه در را به رويمان باز كند.

اگر روز جمعه به دامغان برويد درب هيچ مکان تاريخي به روي شما باز نيست. آيا مسئولان گردشگري نمي‌دانند كه مشتري اماکن تاريخي روزهاي تعطيل به سراغشان مي‌روند؟

به ديوار قديمي شهر كه نظر مي‌كني، مي‌بيني كه سوداگران بر رويش با اسپري تبليغشان را نوشته‌اند. يا اگر شانس بياوري و كسي باشد كه درب "برج پير علمدار" را برايت باز كند، تا مي‌خواهي زبان به تمجيد از زيبايي كتيبه‌ها و سبك معماري بگشايي، متوجه مي‌شوي كه درون برج، هرجا كه نظر كني، با ذغال يادگاري نوشته‌اند و به ساختمان آسيب رسانده‌اند. اين‌جاست كه لب فرو‌ مي‌بندي و سر به پايين مي‌افكني. كسي به فكر مرمت نيست. نه مرمت، نه حفاظت، نه آموزش، نه آگاهي.

به چشمه‌علي دامغان كه بروي، حتي در روز تعطيل (غير از تابستان و ايام نوروز) كسي نيست كه يك بطري آب يا يك ليوان چاي بفروشد و حداقل نياز گردشگران را تامين كند. مسئولي هم نيست كه به فكر باشد كه گزندي به اين منطقه گردشگري نرسد. درب ساختماني كه به نام مكان حفاظت از محوطه مزين شده، هميشه بسته است. آب پاك چشمه علي، تنها بعد از 20 متر جاري شدن توسط بطري‌ها و زباله‌ها آلوده مي‌شود و سال‌هاست كه ارگاني كف استخر را لايروبي نكرده‌ است. از درختان حفاظت نمي‌شود و گاهي مردم يادشان مي‌رود كه آتشي كه روشن مي‌كنند بايد خاموش شود تا چنار‌ها و تبريزي‌ها باز هم بتوانند زينت بخش چشمه‌علي باشند.

 گويي نهادي به نام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در دامغان، ذي‌حيات نيست. خلاصه كلام اين‌كه گويي يادگاري نويسان و معتادان و ناآگاهان بيش از گردشگران از اماکن تاريخي بازديد مي‌كنند و به ما مي‌گويند كه در چه تاريخي آن‌جا بوده‌اند. اين‌كه دامغان، شهري است آرام، مهجور و فراموش شده در مسيري كه روزگاري از ابتدا تا انتهايش پر از بانگ كاروانيان بود و رونقش حسرت را به دل شهرهاي ديگر باقي مي‌گذاشت.

برگرفته از سایت خبری شهرستان دامغان

از زحمات فراوان آقای مهندس علی رضوانی مدیریت محترم سایت دامغان کمال تشکر را داریم.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 21:26 توسط پارس کومش |
 
JavaScript Codes